پیشنهاد سرمایه گذاران برتر برای یک سرمایه گذاری موفق در بخش معدن

در این مقاله با توجه به عدم قطعیت ذاتی معدنکاری در بازه‌های زمانی طولانی در سرمایه‌گذاری‌های معدنی، جمعی از سرمایه گذاران موفق و اقتصاددانان حوزه معدن‌کاری، اصول سرمایه گذاری موفق در بخش معدن را پیشنهاد داده اند.

این اصول به شرح زیر است.

  1. معدنکاری بالا و پایین دارد!

قانون شماره یک: “ثابت می شود که همه چیز بالا و پایین دارد.”

 قانون شماره دو: “برخی از بزرگترین فرصت ها برای سود و زیان زمانی حاصل می شود که افراد دیگر قانون شماره یک را فراموش کنند.” (مارکس)

معدن‌کاری یک صنعت گردشی طبیعی است. توسعه اقتصادی تقاضا را به وجود می‌آورد و به دلیل ماهیت شدید سرمایه آن، عرضه به ناچار عقب می‌ماند و این سبب افزایش قیمت‌ها می‌شود. با این حال، در نهایت هیچ کمبود مواد معدنی وجود ندارد (عرضه اغلب بسیار زیاد است) و قیمت‌ها به حالت قبلی بلز می گردند.

جهش اخیر چین نمونه‌ای است که پیش از این نیز رخ داده‌است و افول نیز احتمالا شبیه هم خواهد بود. همانند شکوفایی تکنولوژی در اوایل سال ۲۰۰۰، فرد باید در مورد ادعاهای “عصر جدید” و “تغییرات ساختاری به قیمت‌های بالاتر” محتاط باشد. نقل‌قول بالا این را به طور مختصر بیان می‌کند. مفهوم چرخه این است که تغییرات در قیمت دارایی و در نتیجه ارزش کسب‌وکار به یک باتلاق و انواع دیگر ارزش منتهی می‌شود.

نکته مهم این است که نسبت به خرید در چرخه بالا بسیار بدبین باشیم، زیرا کم‌تر خرید و فروش وجود دارد، و قدرت مالی را حفظ کرده، و تعهد به سرمایه‌گذاری در چرخه پایین را حفظ می‌کند.

  •  ارزش یک سرمایه گذاری با کنترل هزینه‌های عملیاتی و مدیریت درآمد ایجاد می شود.

اکثر سرمایه گذاران فکر می‌کنند، هر چه مبلغ سرمایه گذاری پایین تر باشد ریسک آن کمتر است، اما برعکس خرید دارایی‌های با هزینه سرمایه ای بالا می‌تواند خطرناک تر باشد.

هنگامی که یک کالا را خریداری می کنیم باید بررسی کنیم که آیا خرید یک جنس با استهلاک بالا و اما هزینه پایین می تواند موجب سودآوری ما شود یا اینکه صرف هزینه بالا یبرای خرید یک کالای معدنی در ابتدای کار می تواند منطقی باشد.

همیشه فرض بر این است که هزینه های عملیاتی قابل‌کنترل تر تا عوامل دیگر هستند، چراکه بلافاصله قابل‌اندازه‌گیری است. با این حال، هزینه سرمایه و تصمیمات مربوط به درآمد، گاهی به ارزیابی موشکافانه و مهارت در زمینه محاسبه سود و تناسب ریسک با تاثیر ارزش آن نیاز دارد و در بسیاری از موارد این می‌تواند بزرگ‌تر از هزینه های عملیاتی باشد. مدیریت دارایی به طور خاص در بسیاری از شرکت‌های معدن‌کاری غیرشفاف و مبهم است.

  • انتخاب استراتژی بیش از آنچه ما اعتقاد داریم اهمیت دارد، بنابراین آماده استفاده از فرصت باشید.

محققان استراتژی و بسیاری از کارآفرینان اذعان می‌کنند که استراتژی به شدت می تواند اثرگذار باشد. در در انتخاب استراتژی، یک مسیر تعیین می‌شود و بر شایستگی‌های کلیدی تمرکز می‌شود، اما مسیر استراتژیک نهایی به شدت تحت‌تاثیر فرصت‌ها و اثرات تجاری قرار دارد.

برای پیشرفت در این محیط، شرکت‌ها باید “صبور و فرصت طلب” باشند. این به معنای داشتن فرهنگ رهبری است که کاملاً باز و چابک باشد تا بتواند بر اساس فرصت های با ارزش بالا عمل کند. این همچنین به معنای داشتن نظم و انضباط است که وقتی فرصت ها با معیارهای ارزش از پیش تعیین شده مطابقت ندارند، تکانشی عمل نکنند. فرصت‌طلبی صبورانه نیازمند داشتن منابع و چارچوبی برای اقدام دارد.

  •  استراتژی نیاز به تمرکز خارجی و شفافیت کامل دارد ، بنابراین فضا را درست کنید

تمام استراتژی های معتبر با تمرکز خارجی شروع می شوند. با این وجود شرکت های معدنی معمولا منفعلانه عمل می کنند و عمدتا به فعالیت های داخلی خود متمرکز اند و تلاشی برای مطالعات بازار و تحلیل رقبا نمی کنند.

راهکار نسبتا ساده است اما نیاز به فرهنگسازی دارد. به پیاده سازی استراتژی باید فضای کافی و اختیاراتی داده شود (از طرف رئیس و مدیر عامل) تا بتواند مطالعات بیرونی و با چالش کشیدن وضعیت فعلی جستجوی راه حل باشند.

  •  از تغییر مدل‌های کسب‌وکار های معدنی آگاه باشید

مدل‌های کسب‌وکار در معدن‌کاری به احتمال زیاد در چند سال آینده تغییر قابل‌توجهی خواهند داشت. این دیدگاه توسط مدیران ارشد معدنی به اشتراک گذاشته شده‌است.

به عنوان مثال، تاجران کالا با بازگشت‌های پایین و داشتن مهارت‌های تجاری برتر مبتنی بر بازار نسبت به معدنکاران، به طور فزاینده‌ای در تجارت دارایی های معدنی موفق هستند. سیگنال‌های دیگر نشان می‌دهند که تغییرات مدل کسب و کار شامل تغییر روش های تامین مالی در بخش معدن است.

تغییر در مدل‌های کسب‌وکار، پدیده جدیدی نیست. در واقع انتظار می رود و قبلا نیز اتفاق افتاده است. به عنوان مثال، ریو تینتو پیشگام در سرمایه گذاری های معدنی بود و در دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۹۰ به عملکرد فوق العاده ای دست یافت، همچنین Xstrata از طریق یک استراتژی با افزایش موج تقاضای منابع، دارایی های فعلی را به دست آورد. هر دو این ها ابتکار عمل به خرج دادند و از مزایای آن بهره مند شدند.

  •  از حالت سنتی خارج شوید و زودتر روی زمانه جدید شرط ببندید

دنیای کسب‌وکار با نمونه‌هایی از شرکت‌هایی پر شده‌است که آینده و شاید جلوتر از بسیاری دیگر را دیده‌اند، اما در دارایی‌های جاری خود گیرکرده و نمی‌توانند این تغییر را به آینده تبدیل کنند.

 Kodak دوربین دیجیتال را اختراع کرد اما با فیلم متوقف شد؛ زیراکس، لپ‌تاپ و رابط گرافیکی را اختراع کرد، اما با با دستگاه کپی متوقف شد، و صنعت آهن و فولاد آمریکا یکی از شرکای اولیه سنگ آهن استرالیا و آمریکای جنوبی بود اما به شراکت خود ادامه نداد.

می‌توان حدس زد که آیا تولید کنندگان سنگ‌آهن در استرالیا و برزیل به طور مشابه از پتانسیل غرب آفریقا بهره‌مند خواهند شد یا خیر.

پیام این است که اگر وضع شرکت به حال خود باشد فرهنگ موجود غالباً همیشه تمایل به جلوگیری از پتانسیل توسعه کسب‌وکار جدید دارد، فقط به این دلیل که این مشاغل جدید همیشه از دریچه های موجود مشاهده می شوند.

شرکت های معدنی به استراتژی واگذاری و همچنین استراتژی خرید نیاز دارند. همچنین به طور متناقض، قوی ترین دارایی شرکت ها ممکن است با گذشت زمان مانعی برای ایجاد موفقیت در متنوع باشد.

  •  انتظارات سرمایه گذار را تنظیم و مدیریت کنید

سرمایه گذاران بنیادی ” مالکیت سهام اغلب شرکت‌های معدنی مطرح را بر عهده دارند. این سرمایه گذاران، تقریبا به طور هماهنگ، به سمت دیدگاهی حرکت کرده‌اند و این موضع باعث شده که در قبال سرمایه گذاری بر روی فرصت های جدید در بخش معدن محتاطانه رفتار کنند. لذا این امر بسیار اهمیت دارد که با ارائه تصویر درست از سرمایه گذاری، سرمایه گذاران را به فعالیت های جدید ترغیب نمود.

  •  انطباق ارزش با ریسک ایجاد شده

استراتژی به همان اندازه که در مورد انتخاب مسیر است، درباره شایستگی نیز به کار می رود. به عنوان مثال، برای برخی از شرکت‌های معدنی که در غرب آفریقا فعالیت می‌کنند، به عنوان ریسک بالا دیده می‌شوند.

 اما برای برخی دیگر که صلاحیت فعالیت در آنها را توسعه داده اند، این یک منبع طبیعی ارزش است. برای دیگر شرکت های در حال توسعه محدوده های جدید به عنوان یک خطر بالا تلقی می شود، اما برای دیگران با دانش مهندسی عمیق این یک منبع فرصت تلقی می شود.

تمایل به تلاش برای مقابله با ریسک به صورت تحلیلی در فرآیندهای ارزیابی سرمایه از طریق این مکانیسم‌ها به عنوان افزایش نرخ مانع سرمایه‌گذاری تا چند درصد برای کشورهای در حال توسعه، یا تخصیص احتمال اجرای پروژه برای پروژه‌های پیچیده پیجویی وجود دارد. با این حال، در واقعیت، ریسک در مقایسه با این تکنیک‌های تجزیه و تحلیل، اغلب نامتقارن و غیرقابل محاسبه است. یعنی اگر شایستگی با این ابتکار همخوانی داشته باشد، ریسک بسیار پایین‌تر از فرض و برعکس است.

  • توانایی تجاری همیشه برنده است

فهرستی از نمونه‌های برجسته وجود دارد که در آن‌ها کسب و کارهایی که در حوزه عملیاتی، برتری دارند، نتوانسته اند در بازار موفق باشند.

بنابراین اگرچه توانایی عملیاتی ضروری است، اما ذکاوت بازرگانی یک شرکت معدنی است که اغلب موفقیت ارزش آفرینی آن را تعیین می کند.

  1. برای موفقیت تخصص داشته باشید

ترکیبی از روابط، فناوری و رقابت تهاجمی، نیاز به تخصص برای موفقیت شرکت ها را طلب می کند. یعنی شرکتهای بسیار موفق فقط بر روی چند صلاحیت اصلی تمرکز دارند که می توانند واقعاً پیشرو باشند.

 با این حال، تله ای که بسیاری از شرکت ها در آن قرار می گیرند این است که نزدیک یا بالاتر از توانایی معیار در سراسر جهان باشد، که این هزینه ها را افزایش می ده ، چابکی را کاهش می دهد، تمرکز را کاهش می دهد و همه بدون ارائه یک مزیت ایجاد ارزش است.

تدوین و اجرای استراتژی ارزش آفرینی در بخش معدن

ابتدا چندین سوال وجود دارد که شرکت‌های معدنی باید پاسخ دهند:

•        مزیت رقابتی فعلی شما) کجاست؟

•        با توجه به استراتژی خود، چه شایستگی‌های دیگری باید توسعه یابد؟

•        آیا برای ایجاد تغییر مورد نیاز برای ارائه این شایستگی‌های جدید آماده اید؟

بیشتر تحولات استراتژیک شکست می خورند زیرا یا استراتژی برای چالش های پیش رو مناسب نیست، یا اگر استراتژی مناسب باشد ممکن است به سر انجام نرسد.

بنابراین، علاوه بر کار فکری پیچیده ای که برای پاسخ به سوالات فوق در رابطه با ارزش آفرینی لازم است، برای دستیابی به موفقیت، از کسب و کار باید خواست که به سوالات “چگونه” مربوط به روند مهم مربوط به اجرا پاسخ داد:

•        استراتژی چگونه تدوین خواهد شد؟

•        چگونه میتوان تعهد را در یک تیم رهبری ارشد به دست آورد؟

•        برنامه‌های استراتژیک انتقادی چطور تامین، طراحی و ارائه می‌شوند؟

•        فرآیند چگونه به یک برنامه پایدار مدیریت موفق تبدیل خواهد شد؟

•        چگونه می توان استراتژی را به طور پویا بررسی کرد؟

در پایان، “چه” و “چگونه” به سختی قابل تقسیم هستند، یعنی ؛ استراتژی و تغییر رویه های مقابل یک سکه هستند.

نظر دهید

پاسخ دهید

بازیابی رمز عبور
مقایسه موارد
  • کل (0)
مقایسه
0